علل اربعه اخلاط

علل اربعه دم:

علت فاعلی: حرارت معتدله کبد است.

علت مادی: غذاها و نوشیدنیهای فاضله است. در قانونچه محشی *« فاضله »* را به این صورت معنا کرده *« ای الجیدة الکیموس صالحة الغذاء فالاغذیة الجیدة کلحم الحمل و خبز الحنطة »* یعنی کیموس جیّدی تولید می کند و صلاحیت دارد که غذا برای بدن شود پس غذاهای جید مانند گوشت گوسفند و نان گندم است.

علت صوری: صورتی که از دم حاصل می شود نضج فاضل است. همانطور که سبب صوری از پیراهن، شکل پیراهن بود سبب صوری از دم هم نضج فاضل است. نضج به معنای پختن است.

علت غایی: علت غایی دم سه چیز است:

۱ _ تغذیه بدن است. یعنی غایت و هدف کبد از ایجاد  دم، تغذیه بدن است زیرا بدن وقتی به واسطه افعال و حرکاتی که انجام می دهد به سمت تحلیل می رود برای اینکه تحلیل های بدن جبران شود و بدلِ ما یتحلل حاصل شود نیاز به غذا رسانی دارد و این غذا رسانی به واسطه دم جبران می شود و اگر دم نباشد بدن به سمت ضعف می رود.

۲ _ تسخین بدن است. زیرا دم دارای حرارت است ولی حرارتش در غایت شدت نیست یعنی به اندازه صفرا نیست که مضر باشد بلکه در حد اعتدال است. حرارت دم باعث حفظ حرارت بدن می شود. گرچه حرارت دم کمتر از حرارت صفرا است ولی چون مقدار دم  در بدن بیشتر از مقدار صفرا است پس حرارت دم حرارتی است که حِدّت و تیزی صفرا را ندارد لذا اگر مقدارش زیاد شود باعث تیزی و حدت در بدن نمی شود مثل صفراء. پس مفید برای بدن است تا بدن را تسخین کند.

۳ _ ترطیب بدن است. چون رطوبت دم از تمام اخلاط دیگر بیشتر است لذا باعث رطوبت بدن می شود و نمی گذارد بدن به سمت یبوست برود.


علل اربعه صفرا:

علت فاعلی صفرا: حرارت معتدله است. ولی اگر این حرارت از حد اعتدال به سمت زیادی برود باعث احتراق صفرا می شود یعنی آن ماده ای که از معده به سمت کبد جذب شده طوری است که به واسطه حرارت کبد احتراق پیدا می کند یعنی شعله ور شدن آن، بیشتر از ماده های دیگر است لذا باعث می شود که گرما و حرارت را بیشتر به خودش بگیرد و باعث احتراق می شود. وجه دیگر این است که چون خود کبد از حالت اعتدالِ در حرارت و برودت خارج شده و گرمتر از حد اعتدال شده لذا آن بخشی از ماده کیلوس را که باید تبدیل به صفرا طبیعی کند آن را به صورت غیر طبیعی در می آورد زیرا آن را بیش از مقدارِ اعتدال، گرما داده است.

علت مادی صفرا: علت مادی صفرا، غذاهایی است که لطیف و حار و حلو و دَسِم و حریف باشند. هر غذایی که یکی از این ۵ خصوصیت را داشته باشد از نظر ماده اش موجب ایجاد صفرا می شود.
علت ایجاد صفرا در  غذاهای لطیف: چون غذاهای لطیف، سرعت انفعالشان در بدن زیاد است لذا وقتی حرارت در  آنها اثر می گذارد تاثیر حرارت در جسم لطیف به شدت خودش را نشان می دهد و لذا به سرعت منقلب به صفرا می شود.
علت ایجاد صفرا در غذاهای حار: چون ماده ی غذا دارای حرارت است وقتی ضمیمه به حرارت کبد می شود باعث ایجاد صفرا می شود.
علت ایجاد  صفرا در غذاهای حلو: چون کبد محبت و علاقه به غذاهای حلو دارد پس فعلش در ماده ی حلو بیشتر می شود و چون محبت به غذاهای حلو دارد آن را قبل از وقت جذب می کند و لذا همین مطلب گاهی باعث ایجاد سُدّه می شود.
علت ایجاد صفرا در غذاهای دسم: چون قبول اشتعالِ آنها زیاد است.
علت ایجاد صفرا در غذاهای حریف: چون هم لطیف هستند و هم حرارت دارند لذا باعث ایجاد صفرا می شوند مثل پیاز و سیر.

علت صوری صفرا: سبب صوری در صفرا طبیعی مثل دم، نضج فاضل و کامل است و در صفرا غیر طبیعی، تجاوز کردن نضج به سمت افراط است.

علت غائی صفرا: سه علت ذکر می کند:
۱ _ اعضایی که در غذاهای آنها مقداری از صفرا لازم است. کبد، صفرا را تولید می کند تا آن اعضا این غذا را استفاده کنند مثل ریه و مراره.
۲ _ تلطیف وترقیق دم است تا بتواند در مجاری ضیقه مثل مویرگها عبور کند چون خون به خودی خود معتدل القوام است.
۳ _ به رودها ریزش می کند و ایجاد گزش در آنها می کند تا شخص احتیاج به دفع فضلات « دفع مدفوع » پیدا کند.


علل اربعه بلغم:

علت فاعلی بلغم: حرارت معتدله است اما در کتاب تعبیر به « حراره مقصره » کرده است. وجهش این است که اگر علت فاعلی لحاظ شود موادی از غذا را تبدیل به بلغم می کند و این علت فاعلی، حرارت کبد است و حرارت کبد، حرارت معتدله است. وقتی مواد از طریق عروق ماساریقا به کبد جذب می شود به ۴ قسمت تقسیم می شود بعضی از این مواد وقتی حرارت معتدله به آن داده می شد سریع مشتعل می شود و تبدیل به صفرا می گردد و بعضی از آنها وقتی حرارت معتدله به آنها داده می شود برای نضجش کافی است و تبدیل به دم می شود و بعضی از آنها وقتی حرارت معتدله کبد به آنها داده می شود نیاز به حرارت دیگری دارد تا تبدیل به دم شود لذا تبدیل به بلغم می شود و بعضی هم همان دم می شود ولی چون غلظت دارد باعث رسوب می شود که به آن سوداء می گویند. پس اینکه تعبیر به « حراره مقصره » شده از این جهت است که ناظر به این مطلب می باشد که بیان شد.

علت مادی بلغم: سبب مادی بلغم، اغذیه ای است که مناسب با مزاج بلغم است که عبارت از غذاهای غلیظ و رطب و لزج و بارد هستند.

علت صوری بلغم: سبب صوری بلغم قصور نضج است. یعنی باید یک خلطی در بدن باشد که نضجش قاصر از نضج دم باشد و به اندازه دم نضج پیدا نکرده باشد تا در وقت نیاز، طبیعت بدن بتواند آن را تبدیل به خلط دم کند.

علت غایی بلغم: سبب غایی بلغم چند مورد است:
۱ _ مهیا و آماده باشد برای آنکه هنگامی که غذا در بدن نیاید و خون وافی نباشد حرارت بدن در آن تصرف و آن را نضج دهد تا تبدیل به دم شود.
۲ _ ترطیب بدن است زیرا بلغم دارای رطوبت است و لذا در اعضای بدن و در مفاصل بدن قرار می گیرد و آنها را مرطوب می کند تا بدلِ ما یتحلل قرار بگیرد زیرا وقتی مفاصل بدن حرکات زیادی انجام دهد و رطوبات آن تحلیل رود این بلغم در این مفاصل قرار می گیرد.
۳ _ تغذیه اعضایی که در آنها بلغم نیاز دارد مانند دماغ و نخاع و اعصاب.


علل اربعه سوداء:

علت فاعلی سوداء: اگر حرارت کبد، حرارت معتدله باشد باعث می شود آن ماده ای که از آن، سوداء حاصل می شود به صورت طبیعی باشد و اگر حرارتش معتدل نباشد باعث ایجاد سودای غیر طبیعی می شود.

علت مادی سوداء: سبب مادی سوداء غذاهایی است که غلیظ و قلیل الرطوبه باشند مثل گوشتِ ماهی که نمک زده شده است و بادمجان و گوشت خشک و عدس و گوشت گاو.
سودا از غذاهای حار هم تولید می شود چون حرارت وقتی همراه با غلظت و قلت رطوبت باشد معین بر حدوث ارضیت می شود به واسطه اینکه قلت رطوبتی را هم که دارد تحلیل می برد و وقتی تحلیل رفت به سمت یبوست شدید می رود و همین یبوست باعث ایجاد سوداء می شود. این مطلب در قانونچه محشی صفحه ۱۴ آمده است.

علت صوری سوداء: سبب صوری سوداء این است که به صورت دُردِی و ته نشین باشد که رسوب می کند ولی رسوب آن به حدی است که باعث ایجاد سیلان و تحلیل نشود.
« لا یتحلل»: اگر سودا به واسطه احتراق رسوب کند قبول تحلیل نمی کند چون سوخته است به عبارت دیگر در احتراقق بخش لطیفش از بین رفته و بخش ارضیتِ محض باقی مانده.

علت غائی سوداء:
۱ _ تغذیه غذاهایی که واجب است در آنها سوداء باشد مثل استخوان و غضروف و رباط.
۲ _ برای اینکه شهوت طعام را برانگیزد بر فم معده ریزش می کند و فم معده را با عفوضتی که دارد تقویت می کند و آن را خارش و غلغلک می دهد به واسطه حموضتی که دارد.


منابع:

  1. کتاب قانونچه فی الطب نوشته ی محمود بن محمد چغمینی خوارزمی (۷۴۵ق) تصحیح اسماعیل ناظم
  2. درس های استاد حسن کومار

اولین نفر باشید که دیدگاهش را می نویسد !

دیدگاه شما برای ما مهم است.